بر نمی گردد ...
ایمان پرپرشده ی گلی
که باغچه اش به سرشک روز سوخته است
اینجا شکی خوابیده است
که شرم پنهان شدن دارد
اینجا یقین اما..ماهی ست
همیشه در شولای ابر
ایمان پرپرشده ی گلی
که باغچه اش به سرشک روز سوخته است
اینجا شکی خوابیده است
که شرم پنهان شدن دارد
اینجا یقین اما..ماهی ست
همیشه در شولای ابر