ای مرد! فرمان خداوند در اندیشهات ناپسند نیاید. راه راست را رها مکن. شورش مکن.
خدای بزرگ است اهوره مزدا که این شگفتی نمایان آفرید. که شادی را برای انسان آفرید. که خرد و دلیری به داریوش شاه بخشید. به خواست اهوره مزدا چنانام که راستی را دوست دارم، دروغ را دوست ندارم. خواست من این نیست که توانایی به ناتوانی ستم کند. خواست آن نیست که ناتوانی به توانایی بد کند. آن خشمگینیام آشکار شود، به نیروی اندیشهام سخت نگه میدارم.بر نفس خود بسیار فرمانروایم.
مردی که همکاری کند، درخور همکاریاش، به او این گونه پاداش میدهم. مردی که زیانکاری کند، درخور زیانکاریاش، به او این گونه پاداش میدهم. خواست من این نیست که مردی زیانکار باشد. و به راستی خواست من آن نیست که اگر او زیانکاری کند، کیفری نبیند.
آنچه که مردی علیه مرد دیگری گوید، آن مرا باور نیاید تا آنکه مرا قانع سازد بر اساس آیینهای نیک.
خشنودم به آنچه که مردی درخور توانش برایم کند یا بهجای آورد. و به آن دلبستگیام بسیار است و نیک
خوشنودم.
هوشمندی و فرمانرواییام چنین است: هنگامی که کردهام را ببینی یا بشنوی در خانه و در لشگرگاه،
کوشایی بالا و برتری هوش و منشام را دریابی.
به راستی این کوشایی من است: تا در تن من توان هست، جنگجویام. جنگجوی خوب. همین که کسی در میدان جنگ دیده شود، با هوشیاری دریابم آنکه دشمن است، درمییابم آنکه دشمن نیست. با هوشمندی و فرمانروایی، آنگاه در اراده و کنشورزیدهام. هم با دستها هم با پاها سوارکارم. سوارکار خوب.
کماندارم. کماندار خوب. هم پیاده و هم سواره. نیزهدارم. نیزهدار خوب. هم سواره و هم پیاده.
و هنرهای دیگری دارم که اهورهمزدا به من بخشیده است و توانستهام نگهدارشان باشم. به خواست
اهوره مزدا هر چه کردهام با این هنرها کردهام که اهوره مزدا به من بخشیده است.
ای بنده! با قدرت دریاب که چگونه مشهورم و هنرها و برتریم چگونه است. مگذار آنچه را که با گوشهایت شنیدهای بر تو دروغ جلوه کند. آنچه را که به تو رسانده شده است بشنو.
ای بنده! مگذار آنچه کردهام نادرست به نظر آید. آنچه را که نوشتهام نگهدار باش. از روشها نافرمانی
مکن. مگذار کسی نسبت به قوانین نادان باشد.
(این متن برگردان سنگنوشتهی "نقش رستم" است)